تبليغاتX
زمین شناسی
زمین شناسی
دور سنجی زیست‌محیطی (2)
 بدیهی است عکس‌برداری هوایی فی‌نفسه شاخه‌ای از علم سنجش از دور است. عکس‌برداری هوایی علاوه بر محدوده‌ای از طیف مرئی با طول موج‌های 4/0 تا 7/0 میکرومتر، قسمت‌هایی از طیف ماورای بنفش با طول موج‌های 3/0 تا 4/0 میکرومتر و نیز بخش‌هایی از طیف مادون قرمز با طول موج‌های 7/0 تا 9/0 میکرومتر را شامل می‌شود‌. بنابراین می‌توان گفت که محدوده طول موج‌های 3/0 تا 9/0 میکرومتر از طیف الکترومغناطیس محدوده طیفی سنجش از دور به طریق عکس‌برداری را تشکیل می‌دهد.

 پیدایش تکنولوژی سنجش از دور ماهواره‌ای و دیگر سنجنده‌های مادون قرمز و حرارتی و سیستم رادار نتوانسته است از ارزش عکس‌های هوایی ذره‌ای بکاهد.

در انجام طرح‌های مختلف، مثلاً تهیه نقشه‌های حفاظت خاک، توپوگرافی و زمین‌شناسی‌، برنامه‌ریزی‌های شهری و حتی کشف معادن و منابع مختلف‌، بهره‌برداری از عکس‌های هوایی همچنان نقش مهم و اساسی خود را حفظ کرده است.

 امتیازات عکس‌های هوایی را به شرح زیر می‌توان خلاصه کرد:

_عکس‌های هوایی به مفسران امکان می‌دهد تا ناحیه‌ی بزرگی از زمین مورد نظر را در آن واحد زیر چشمان جستجوگر خود قرار دهند. بدیهی است مطالعه یک چنین ناحیه‌ی وسیعی در آن واحد در روی زمین ممکن
نخواهد بود.

 _عکس‌های هوایی قادرند صفحه‌های گذرا را به صورت ثابت در آورند. جریان سیلاب‌ها که برای پیش‌گیری از وارد آمدن خسارات بیشتر در جریان سیلاب‌های آینده، درباره آن‌ها بررسی و تحقیق می‌شود، وضع ترافیک شهری و بیابانی، آتش‌سوزی‌های جنگلی نمونه‌هایی از صحنه‌های گذرا هستند.

_عکس‌های هوایی از جمله معدود ابزاری هستند که می‌توانند وضع موجود پدیده‌ها را ثبت و نگهداری کنند تا بعدها با فرصت کافی و بدون انجام دادن عملیات صحرایی‌، با کارهای آزمایشگاهی نسبت به تجزیه و تحلیل آن‌ها اقدام شود.

_فیلم‌های عکس‌برداری هوایی به طیف گسترده‌تری حساسیت دارند‌، بدین معنی که طیف قابل استفاده در عکس‌برداری هوایی (3/0 تا 9/0 میکرومتر) در مقایسه با طیف قابل رؤیت به وسیله چشم انسان (4/0 تا 7/0 میکرومتر) تقریباً دو برابر است.

_در صورتی که از ترکیب خوب و مناسب فیلم‌، دوربین‌، عدسی و نیز ارتفاع پرواز عکس‌برداری بهره‌برداری به عمل می‌آید‌، عکس‌های هوایی قادرند جزئیات بیشتری از ویژگی‌های زمین را ثبت کنند.

یکی از تفاوت‌های اصلی عکس‌های هوایی که به منظور تفسیر و تهیه نقشه برداشته می‌شود با عکس‌های معمولی‌، با امکان برجسته بینی یعنی تشخیص بعد سوم ( اختلاف ارتفاع ) از روی آن‌ها و با کمک وسایل برجسته بینی می‌باشد. معمولاً‌، عکس‌های هوایی به طور متوسط دارای 60% پوشش مشترک پشت سرهم و عکس‌های هر نوار با نوار مجاور دارای پوشش مشترک جانبی 30% می‌باشد که پوشش مشترک اول امکان برجسته بینی را به یک جفت عکس پشت سر هم می‌دهد.

 برای اینکه بتوان دو تصویر تهیه نمود که قابلیت برجسته‌بینی داشته باشند‌، باید چهار شرط اصلی‌، به شرح زیر در مورد آن‌ها صدق کند :

ـ هر دو تصویر مورد برجسته بینی‌، یک منطقه را بپوشانند.

ـ مقیاس هر دو تصویر تقریباً با هم مساوی باشند.

ـ محورهای دوربین عکس‌برداری در هر دو تصویر در یک صفحه قرار گیرند.

ـ فاصله بین دو ایستگاه عکس‌برداری‌، با فاصله دوربین تا تصویر‌، متناسب باشد.

 با توجه به مطالب فوق‌، چنانچه دو تصویر تهیه شده برای برجسته‌بینی را در روی میز و در محلی که نور کافی وجود دارد‌، گذاشته و فاصله یک نقطه معین بر روی دو تصویر واحد را به اندازه فاصله بین دو مردمک چشم که به طور متوسط حدود 65 میلی متر است قرار داده و از عدسی دستگاه‌های استریوسکوپی که به همین فاصله تنظیم شده اند‌، نگاه کنیم‌، ملاحظه خواهد شد که از دو تصویر زیر استریوسکوپ) دستگاه برجسته بین ) یک تصویر تقریباً‌، مطابق آنچه در طبیعت می‌باشد‌، مشاهده می‌گردد و به این می‌ماند که انسان از فضای بالا و از داخل هواپیما منظره را نظاره نماید.

کاربرد و تفسير تصاوير و داده‌هاي ماهواره اي

امروزه بیش از هر زمان دیگر‌، مردم کشورهای مختلف جهان برای بهزیستی و بهروزی‌، نیازمند بهره‌برداری کامل از تمام امکانات طبیعی کشور خود هستند. برای نیل به این مقصود لازم است همه زمین‌ها اعم از نزدیک‌ترین و دورترین نقاط‌، کاملاً شناسایی و ارزیابی شود تا بدین وسیله عوامل نخستین زندگی از قبیل آب‌، غذا‌، پوشاک و مسکن و انرژی لازم برای مصرف جمعیت فزاینده کشورها فراهم آید.

 منابع طبیعی کره خاکی‌، در پوسته بیرونی زمین یا در آب‌های بزرگ آن قرار گرفته است. سیستم‌های ماهواره‌ای نه فقط بشر را در شناسایی منابع طبیعی کشورها در اقصی نقاط یاری می‌کند بلکه به منظور حمل و نقل آن‌ها از نقاط دوردست به مراکز صنعتی و جمعیتی‌، بهترین و مناسب ترین امکانات را برای ایجاد راه‌های ارتباطی در اختیار مسئولان او قرار می‌دهد.

 چنین به نظر می‌رسد که بدون شناسایی و بهره‌برداری صحیح از منابع طبیعی جهان‌، مردم دنیا و نیز مردم کشور ما آینده مبهمی را در پیش رو خواهند داشت. زیرا رخدادهای مخرب طبیعی از قبیل سیل و طوفان‌، زلزله و آتشفشان‌ها از یک سو و فعالیت‌های انسانی به صورت فزاینده از سوی دیگر‌، محیط زیست طبیعی جهان را دستخوش تغییر و ویرانی قرار می‌دهد.

  نتیجه نهایی این تغییرات خساراتی است که به زندگی انسان‌ها وارد می‌آید و به پایین آمدن سطح زندگی آن‌ها منجر می‌شود. علم سنجش از دور به ما کمک می‌کند تا به جلوگیری از نابودی و پایین آمدن سطح زندگی انسان‌ها بپردازیم.

 طبقه‌بندي زمين‌هاي مختلف

نقشه‌برداري زمين‌هاي مختلف يکي از مهم‌ترين و بارزترين کاربردهاي دورسنجي مي‌باشد. اين گونه نقشه‌برداري به شرايط فيزيکي سطح زمين، به عنوان مثال، جنگل، مراتع، سنگ‌فرش‌هاي بتوني است، در حالي که استفاده از زمين‌هاي گوناگون منعکس کننده فعاليت‌هاي انساني است. اين فعاليت‌ها شامل استفاده از زمين، زون‌هاي صنعتي، زون‌هاي مسکوني و زمين‌هاي کشاورزي مي‌باشند.

اطلاعات دورسنجي اطلاعات مفيدي درباره زمين‌هاي مختلف در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهد و اطلاعات کمتري را درباره استفاده از زمين‌ها بدست مي‌دهد.

رديابي تغييرات زميني

رديابي تغييرات زميني براي جديد کردن نقشه‌هاي زميني و مديريت منابع طبيعي به کار ميرود. تغييرات از مقايسه بين دو تصوير يا دو نقشه قديمي و تصوير دورسنجي ارتقا يافته بدست مي‌آيد.

 روش رديابي تغييرات به دو قسمت تقسيم مي‌شود:

1) مقايسه بين دو نقشه زمين که مستقلاً توليد شده است

2) گسترش تغييرات با الحاق دو تصوير. اين الحاق بر اساس ترکيب رنگي يا تصوير اجزاي اصلي انجام مي‌شود.

 اين رديابي‌ها براي ارتقا دادن نقشه‌هاي پوشش گياهي با مقياس 1:50000 تا 1:100000 با استفاده از لندست‌هاي TM يا SPOT و نقشه‌هاي با مقياس1:250000 لندست MSS مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

تغييرات پوشش زمين نيز به دو دسته تقسيم مي‌شود:

1) تغييرات فصلي : تغييرات فصلي مانند برگريزان درختان جنگل و تغيير در زمين‌هاي کشاورزي

2) تغييرات سالانه: تغييرات پوشش زمين و استفاده زمين، که تغييرات واقعي هستند مانند قطع درختان جنگل يا مناطقي که به تازگي در آن‌ها ساختمان‌سازي صورت گرفته است.

معمولاً تغييرات فصلي و سالانه در يک تصوير آورده مي‌شوند. اما فقط تغييرات واقعي قابل رديابي هستند، بنابراين دو تصوير بدست آمده در يک فصل بايد انتخاب شود تا اثرات تغيير فصل حذف شود. بايد به اين نکته توجه کرد که چرخه تغييرات فصلي بسيار پيچيده است. برخي اوقات تغييرات فصلي بسيار زياد هستند به عنوان مثال زماني که در مناطق سردسيري بهار آغاز مي‌شود.

نقشه پوشش گياهي

با استفاده از اطلاعات حاصل از دورسنجي مي‌توان نقشه‌هاي مفيدي از پوشش گياهي را که در کل کره زمين وجود دارد، تهيه کرد. يکي از سيستم‌هايي که اين اطلاعات را در اختيار دانشمندان قرار ميدهد، NOAA است که به صورت ايندکس‌هاي موزاييکي مي‌باشد و قابل تصحيح است.  NOAAاز آوريل سال 1982 آماده شده است و اطلاعات آن به صورت هفتگي تغيير ميکند.

اطلاعات ايندکس GVI عبارت از اطلاعاتي درباره (ايندکس پوشش‌هاي گياهي متفاوت يا NDVI) است که به روش‌هاي زير محاسبه مي‌شود:

ـ باند مرئي

ـ باند اشعه مادون قرمز

گاهي اوقات NDVI، NVI يا ايندکس پوشش گياهي عادي نيز خوانده مي‌شود. نشانگرهاي NDVI يا NVI شدت بيومس‌ها را مشخص مي‌کنند. هر چقدر NVI از شدت بيشتري برخوردار باشد، پوشش گياهي انبوه‌تر است.

اگر چه دقت NOAA  1/1 کيلومتر در هر پيکسل استوا مي‌باشد، GVI  از دقت پاييني حدود 16 در 16 کيلومتر در هر پيکسل استوا برخوردار است. با وجود دقت پايين، GVI براي تهيه نقشه‌هاي پوشش گياهي جهاني مفيد مي‌باشند.

هنگامي که نويز زيادي در اطلاعات هفتگي وجود دارد، GVI اطلاعات ماهانه را مورد استفاده قرار ميدهد. 

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 1:5  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

دورسنجي زيست محيطي
دورسنجي زيست محيطي علم مطالعه زمين و اثر متقابل سيستم‌هاي طبيعي را با استفاده از تکنولوژي‌هاي دورسنجي بررسي مي‌کند.

 مزاياي استفاده از تکنيک‌هاي دورسنجي براي مطالعه سياره ی ما بسيار زياد است. به عنوان مثال، ابزارهاي دورسنجي اين امکان را براي دانشمندان فراهم ميکنند تا بخشهاي وسيعي از زمين را مورد مطالعه قرار دهند.

 

در حقيقت اکثريت تحقيقات زيست محيطي که طي دو دهه اخير انجام شده به زمين به عنوان يک سيستم واحد نگاه کرده و آن رابررسي ميکند.

 

زمين از ديدگاه انسان‌ها بسيار بزرگ است. اگر ما خود را به تحقيقات اطراف خود و به ديد خود محدود کنيم، فقط با حس‌هاي خود آنچه را که وجود دارد درک ميکنيم، در اين صورت ما ديگر نمي‌توانيم تاثيرات متقابل فرآيندهاي زمين را که پيچيده هستند، بررسي کنيم.

 

اندازه‌گيري‌هاي جزيي سياره که توسط حس‌گرهاي نصب شده بر روي ماهواره انجام مي‌شود براي دانشمندان اين امکان را فراهم مي‌کند که اطلاعات لازم را بدست آورند و مدل اجزاي مختلف اکوسيستم زمين را ترسيم ميکنند.اين تحقيقات براي بررسي اثرات آلودگي در آب و هواي جهان به کار مي‌روند.


همچنين دورسنجي محيط زيست به دانشمندان اين امکان را مي‌دهد که مقياس‌هاي زماني (از نظر طول مدت و فرکانس) را مورد بررسي قرار دهند. اين کار در گذشته غير ممکن بود. تحقيقات هفته ها، ماهها، سالها و دهه ها انجام مي‌شوند. اين تحقيقات درک درستي از چرخه هاي طبيعي را که در محيط زيست اتفاق مي‌افتد، به ما مي‌دهند.

 

در حال حاضر، اندازه‌گيري نشانگرهاي زيست‌محيطي در هر فاصله زماني که لازم باشد، به طور اتوماتيکي امکان‌پذير است و اطلاعات لازم را درباره پديده‌هاي طبيعي در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهند. به عنوان مثال، اطلاعات ماهواره‌اي، ميزان پوشش گياهي را در يک منطقه مشخص در هر هفته ترسيم مي‌کند.

 

با استفاده از اين داده‌ها، اطلاعات ارزشمندي درباره وضعيت آب و هوا، تغييرات اقليمي و تاثير انسان بر اثر فعاليت‌هاي کشاورزي بر محيط زيست مشخص مي‌شود. از طرفي، ماهواره‌هاي آب و هوا در هر دقيقه طوفان‌ها را مشخص مي‌کنند و با کمک اين اطلاعات، تغييرات مهم در ساختمان ابرها را که در مقياس زماني کوتاه رخ مي‌دهد، رديابي مي‌کنند و ممکن است گسترش آب و هواي نامساعد را نشان دهند.

 

در هر دو زمينه اندازه گيري‌هاي دورسنجي که با استفاده از حس‌گرهاي ماهواره‌اي بدست آمده قابل مقايسه با روش‌هاي سنتي نمي‌باشند.


يکي ديگر از مزاياي دورسنجي اين است که در برخي از مناطق زمين که امکان دسترسي به آنها دشوار بوده و يا در موقعيت‌هاي خطرناک قرار دارند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. همچنين حس‌گرهاي ماهواره‌اي و هواپيماها براي تحقيق درباره مناطق قطبي زمين، اتمسفر بالايي، آتش‌سوزي جنگل‌ها و فعاليت‌هاي آتشفشاني، اقيانوس‌هاي مناطق دور و بيابان‌ها که امکان دسترسي انسان به آنها دشوار مي‌باشد، مورد استفاده هستند.

 

 ارتباط سنجش از دور و سيستم اطلاعات جغرافيايي

سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) شامل اطلاعاتی اساسي درباره بسیاری از عوامل است که باید در همه برنامه‌ریزی‌ها و در تمامی نواحی جغرافیایی بررسی و دقت شود. آمار و اطلاعات مربوط به توپوگرافی، آب و هوا ، وضعیت خاک‌ها و تراکم انسانی‌، چگونگی مالکیت اراضی و غیره از آن جمله‌اند.

 

کار عملیات دورسنجی این است که می‌تواند بسیاری از اطلاعات مورد نظر را در خصوص سیستم GIS فراهم آورد. به عبارت دیگر اطلاعات و داده‌های زمینی توسط عملیات سنجش از دور گردآوری شده و سپس در یک سیستم جغرافیایی به نام GIS ذخیره می‌گردد.اطلاعات دورسنجي پس از تصحيح هندسي، مي‌توانند ساير اطلاعات جغرافيايي را تحت پوشش قرار دهند.

 

در GIS ، از اطلاعات دورسنجي به دو شکل استفاده مي‌شود که به صورت اطلاعات طبقه‌بندي شده و اطلاعات تصويري مي‌باشد.


استفاده از اطلاعات طبقه‌بندي شده

نقشه‌هاي پوشش زمين يا نقشه‌هاي پوشش گياهي با استفاده از اطلاعات دورسنجي با ساير اطلاعات جغرافيايي هم‌پوشاني مي‌شود و امکان آناليزهاي تصويربرداري زيست‌محيطي و تغييرات آن را فراهم مي‌کند.

 

استفاده از اطلاعات تصويري دورسنجي با اطلاعات جغرافيايي طبقه‌بندي و آناليز مي‌شود و بالاترين ميزان دقت را ايجاد مي‌کند. اگر اطلاعات نقشه با اطلاعات حاصل از دورسنجي ترکيب شوند، نواحي جنگلي و مناطق گرمسيري با کمترين خطا طبقه‌بندي مي‌شوند.


برخي اوقات اطلاعات تصويري براي نقشه استفاده مي‌شوند و پوششي از مرزهاي سياسي، جاده‌ها، راه آهن و غيره به کار برده مي‌شود. چنين نقشه تصويري براي تفسيرهاي بصري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.


اگر مدل ارتفاع ديجيتالي (DEM) همراه با اطلاعات دورسنجي به کار برده شود، تصحيح سايه‌ها در نواحي کوهستاني با تقسيم بر Cos q انجام مي‌شود. (q زاويه بين نور خورشيد و نور طبيعي در سطح دامنه دار است)


براي کاربران دورسنجي بدست آوردن نتايج تصويربرداري به تنهايي کافي نيست. براي مثال براي رديابي تغييرات پوشش زمين در محدوده کافي نيست، زيرا هدف نهايي براي آناليز سبب تغيير يا ارزيابي تغيير مي‌باشد.

 

بنابراين نتيجه حاصل با نقشه‌هاي حمل و نقل نيز هم‌پوشاني مي‌شود. به علاوه، اگر داده‌هاي کمکي در نقشه با اطلاعات تصويري ترکيب شوند، طبقه‌بندي تصاوير دورسنجي تصحيح مي‌گردد.


با توجه به افزايش ادغام اطلاعات حاصل از دورسنجي با اطلاعات جغرافيايي (سيستم اطلاعات جغرافيايي(GIS اطلاعات تصويري و گرافيکي به صورت ديجيتالي ذخيره شده، سپس همديگر را هم‌پوشاني نموده و براي ترسيم مدل ارزيابي مي‌شود.


فعاليت‌هاي زير در GIS از اهميت زيادي برخوردار هستند:

 1_ براي ذخيره و مديريت اطلاعات جغرافيايي

2_ نمايش اطلاعات جغرافيايي که به هدف استفاده از آنها بستگي دارد.

3_ انجام تحقيقات، آناليز و ارزيابي اطلاعات جغرافيايي

 

ادامه دارد...

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:43  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

تعدادی از همایش‌ها و نمایشگاه‌هایی که به زودی برگزار خواهند شد:

 

دوازدهمين نمايشگاه بين‌المللي نفت، گاز و پتروشيمي

نمايشگاه بين‌المللي نفت، گاز و پتروشيمي تهران از 29 فروردین لغایت 2 اردیبهشت‌ماه 86 در محل دائمی نمایشگاه‌های بين‌المللي تهران برگزار خواهد شد.

 

 اولین همایش انجمن دیرینه شناسی ایران

انجمن ديرينه شناسي ايران اولين همايش خود را در 19 ارديبهشت ماه 1386 در محل سازمان حفاظت محيط زيست برگزار خواهد کرد.

محورهاي اين همايش عبارتند از: ريزديرينه‌شناسي، ديرينه‌شناسي گياهي، ديرينه‌شناسي اثر فسيل‌ها، چينه‌نگاري زيستي،...

آدرس محل برگزاری همایش: تهران- بزرگراه شهيد همت- پارک طبيعت پرديسان

 

 اولين همايش زمين‌زيست‌محيطي و زمين‌پزشکي

کنفرانس فوق 19 و 20 ارديبهشت 1386در محل مرکز رشد دانشگاه شهيد بهشتي با مديريت شرکت همايشگران ابن سينا برگزار خواهد شد. زمينه‌هاي موضوعي اين کنفرانس در گروه زمين زيست محيطي شامل بررسي زيست محيطي معدن‌كاري در راستاي توسعه پايدار، محدوديت زمين در رابطه با ساختگاه، مخاطرات طبيعي و اثرات زيست محيطي آن، ژئوشيمي زيست محيطي و ...، در گروه زمين‌شناسي پزشکي شامل زمين‌شناسي پزشكي و سرطان، زمين‌شناسي پزشكي و مواد پرتوزا، بيوژئوشيمي محيط و تاثير آن در پاتولوژي و سم‌شناسي محيط، اپيدميولوژي و پاتولوژي جغرافيايي بيماري‌ها و زمين‌شناسي پزشكي و‌... و در گروه بلور و کاني دربرگيرنده گوهرشناسي، معرفي ذخاير کاني‌هاي زينتي منطقه و‌... مي‌باشد.

 

پنجمین کنفرانس زلزله شناسی و مهندسی زلزله

پنجمين كنفرانس بين‌المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله (SEE5) با حضور متخصصان 45 كشور جهان به همت پژوهشگاه  در روزهاي 23 تا 26 ارديبهشت ماه جاري در محل مركز آفرينش‌هاي فرهنگي و هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در تهران برگزار مي‌شود.

 

 سمینار تخصصی سد و محیط زیست

اولين کارگاه تخصصي سد و محيط زيست ايران، توسط «مرکز مديريت بهسازي و بهره‌ورى تأسيسات و ابنيه آبى ايران» اول و دوم خرداد ماه 86 در دانشگاه تربيت مدرس برگزار مي شود.

محورهاي اصلي اين کارگاه و سمينار به صورت زير است:

ارزيابى زيست طرح‌هاى توسعه منابع آب، پايدارى تعاملات محيط زيست در سياره زمين و طرح‌هاى بهره‌بردارى از منابع آب، شناخت اثرات زيست‌محيطى سدها، اثرات فيزيکى و شيميايى سدها بر محيط زيست، اثرات ژئوفيزيکى سدها بر محيط زيست، اثرات بيولوژيک سدها بر محيط زيست و ...

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 17:58  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

زمين لرزه هاي بزرگ در ايران

ايران كشوري لرزه خيز است. ايران بر روي يكي از دو كمربند بزرگ لرزه خيزي جهان قرار دارد و هر از گاهي زمين لرزه هاي بزرگي در آن بوقوع مي پيوندد.

 

زمين لرزه هاي متعدد و در مواقعي ويران كننده بارها مناطق مختلف كشور را با خسارات و تلفات سنگيني روبه رو كرده است كه آخرين آنها، زمين لرزه ای بود که در شهرستان بم رخ داد و خسارت و تلفات زيادی در اين منطقه به جای گذاشت.

 

اين زلزله با جنبا شدن گسل كواترنزي بم و پديد آمدن گسيختگي جديد در بخشهاي جنوبي بم - مرتبط با گسل بم- با بزرگاي 5/6 ریشتر پس از وقوع چند زلزله كوچك در ساعت 5:26 بامداد روز جمعه 5 ديماه 1383 اتفاق افتاد.

 

زمين لرزه دیگری كه در سال 79 و در دو استان زنجان و قزوين با قدرت 2/5 در مقياس ريشتر به وقوع پيوست، مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانيه و همچنين بويين زهرا را لرزاند و خسارت ها و تلفاتي به بار آورد. بيش از 500 نفر بر اثر وقوع اين زمين لرزه كشته شدند.

 

بزرگترين زمين لرزه اي كه در سالهاي اخير در ايران به وقوع پيوست مربوط به 31 خرداد  1369 در استان هاي گيلان و زنجان با قدرت 3/7 در مقياس ريشتر بود. اين زمين لرزه بيش از 40 هزار كشته برجاي گذاشت.

 

تمام اين زلزله ها در عرض چند ثانيه شهرها و روستاهای زیادی را ويران كردند. اين در حالي است كه ديگر كشورهاي منطقه مانند، تركيه، سوريه، ارمنستان و يا افغانستان نيز به دليل قرار گرفتن در اين خط زلزله با تعداد بي شماري از اين قبيل زمين لرزه ها رو به رو هستند.

 

دانشمندان گفته‌اند كه دليل اين پديده در بستر اقيانوسها كه نشانه هاي حركت شبه قاره هند به سمت قاره هاي آسيا و اروپا را آشكار مي سازد، نهفته است.

 

قاره هند از 30 ميليون سال گذشته با سرعتي معادل 10 سانتي متر در سال به سمت قاره هاي اروپا و آسيا حركت كرده است و در زمان حاضر اين سرعت به 5 سانتي متر در سال كاهش پيدا كرده است.

فهرستي از زمان و ميزان قربانيان چند نمونه از زمين لرزه هاي به وقوع پيوسته در ايران در ذيل به طور خلاصه ارائه مي شود :

سپتامبر 1962 (شهريور / مهر 1341) 11 هزار تن كشته و 200 روستا در غرب تهران ويران شد.

اوت 1968 (مرداد / شهريور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند.

آوريل 1972‌ (فروردين / ارديبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب كشور كشته شدند.

سپتامبر 1978 (شهريور / مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ايران كشته شدند.

21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور كشته شدند.

28 فوريه 1997 (10 اسفند 1375) حدود يك هزار و 100 تن در اردبيل كشته شدند، بزرگي آن زمين لرزه، 5/5 درجه در مقياس ريشتر بود.

10 مه 1997 (20 ارديبهشت 1375) يك هزار و 613 تن در بيرجند بر اثر زمين لرزه با بزرگي 1/7 درجه در مقياس ريشتر، جان باختند.

 

به گفته كارشناسان امور شهري مقاوم سازي ساختمان ها و تقويت سازه هاي ساختماني در امور شهرسازي و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب از تحقيقات در حوزه زمين شناسي و اقليمي از جمله مولفه هاي بسيار مهمي است كه در كاهش خسارت و تلفات زمين لرزه هايي از اين دست مي تواند نقش مهمي داشته باشد. اين واقعيت كه ايران در كمربند زلزله جهاني قرار دارد و استفاده از تجربيات ديگر كشورهاي زلزله خيز و موفق در ساماندهي به امور شهري و مقاوم سازي شهرها در مناطق زلزله خيز بيش از گذشته احساس مي شود.

 

به گفته رييس مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، تا پايان سال 1386 مساله استاندارد اجباري مصالح ساختماني در سطح كشور به مورد اجرا گذاشته مي‌شود كه اين امر پيامد زلزله بم است.

زمين لرزه  در نقاط دیگر دنیا

زمين لرزه اي كه سه شنبه شب در آب هاي سواحل تايوان بوقوع پيوست، بزرگترين زلزله طي يكصد سال اخير در آبهاي جنوب غربي اين جزيره به شمار مي آيد.

 

بزرگي اين زمين لرزه 2/7 ريشتر بود كه در ساعت 20 و 26 دقيقه مناطقي از جنوب تايوان و چين را لرزاند. و تنها دو نفر کشته شدند و 42 تن نیز زخمي شدند.

 

گفته مي شود قدرت اين زمين لرزه معادل انفجار شش بمب اتمي است كه در عمق 22 كيلومتري زمين بوقوع پيوسته است.

 

مركز اصلي زلزله حدود بيست و سه كيلومتري سواحل، هنگوكان، در حاشيه جنوبي تايوان و بيست و دو كيلومتري زير دريا، گزارش شده است.

 

در اين حال مؤسسه لرزه نگاري ژاپن اعلام كرده بود كه در پي اين زمين لرزه در جنوب تايوان يك موج سونامي به ارتفاع يك متر به سوي ساحل شرقي فيليپين در حركت است اما مقامات فيليپين اعلام كردند كه تاكنون سونامي به سواحل اين كشور نرسيده است و احتمال رسيدن اين امواج را ضعيف دانستند.

 

تايوان در كمربند زمين لرزه قرار گرفته است و 85 درصد زمين لرزه هاي جهان در اين منطقه روي مي دهد.

حالا تلفات زمین لرزه در این کشور را با ایران مقایسه کنید...

 

2 نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 21:12  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

تهران 20 روز ديگر مي‌لرزد

قرار است تهران تقريبا از 20 روز آينده با زمين‌لرزه‌هاي مصنوعي به مدت 3 ماه بلرزد تا كارشناسان بتوانند در طرحي ديگر، گسل‌هاي پنهان شهر تهران را شناسايي و وضعيت آنها را ارزيابي كنند.


به گزارش فارس، با وجود آن كه گسل‌هاي فرعي به تنهايي موجب بروز زلزله نمي‌شوند و تنها با لغزش گسل‌هاي اصلي امكان فعال شدن دارند اما مسئولان در مديريت بحران معتقدند كه شناخت وضعيت گسل‌هاي پنهان در مديريت ريسك و كاهش ميزان خطرپذيري شهر تهران بسيار موثر است، از اين‌رو شناسايي گسل‌هاي فرعي شهر تهران (كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان تعدادشان كم نيست)، يكي از دغدغه‌هاي مسئولان و پژوهش‌گران مديريت بحران شده است.


بر اساس اظهارات محسن ابراهيمي معاون مركز مديريت بحران شهر تهران قرار است شناخت گسل‌هاي پنهان شهر تهران با مشاركت شركت عمليات اكتشاف نفت و پژوهشگاه بين‌المللي مهندسي زلزله (به عنوان مشاور طرح) و همكاري نيروهاي انتظامي، راهنمايي و رانندگي و خدمات شهري شهرداري تهران تقريبا از 20 روز آينده آغاز شود.


اين زمين‌لرزه‌ها كه تا عمق 4 كيلومتري و با طول 8 كيلومتر ايجاد و اندازه‌گيري خواهد شد بين ساعت 4-1 بامداد به اجرا درخواهد آمد، بدون شك اولين سوالي كه به ذهن هر شنونده‌اي خطور مي‌كند اين است كه آيا اين زمين‌لرزه‌‌ها باعث بهم خوردن آرامش شبانه مردم نخواهد شد، آيا خطري ساختمان‌هاي تهران را تهديد نمي‌كند؟


معاون مركز مديريت بحران شهر تهران در پاسخ به اين سوالات به خبرگزاري فارس مي‌گويد: با توجه به اين كه امواج توسط دستگاه‌ها از وسط بزرگراه‌ها به مسيرهاي تعيين شده ارسال خواهد شد. بنابراين گمان نمي‌كنم اجراي طرح تاثيري در بهم خوردن آرامش شهروندان داشته باشد. ضمن آن كه قبل از شروع عمليات اطلاع‌رساني لازم انجام خواهد گرفت.


وي در خصوص مسيرهاي اجراي پروژه افزود: اين طرح در مسير شمالي-‌ جنوبي از قسمت كوهستاني منطقه يك، حد فاصل دركه و ولنجك آغاز مي‌شود و در منطقه كهريزك و بهشت زهرا ختم مي‌شود و در مسير شرقي ـ غربي نيز اجراي پروژه از دهكده المپيك شروع و در محدوده پارك سرخه‌حصار پايان مي‌يابد.


با وجود آن كه مسئولان مديريت بحران نسبت به رعايت كليه موارد ايمني براي جلوگيري از بروز هرگونه خسارت احتمالي به ساختمان‌هاي اطراف پروژه اطمينان خاطر مي‌دهند اما با اين وجود شهرونداني كه خانه‌هاي آنها به تلنگري بند است از ويران شدن خانه‌هاي كلنگي خود در طول اين 3 ماه مي‌ترسند.


حمزه شكيب رئيس كميته ايمني شوراي شهر تهران در گفت‌وگو با فارس با اظهاراتش سعي در ايجاد آرامش در شهروندان مي‌كند و مي‌گويد: در صورتي كه در اثر اين ارتعاشات ملكي دچار خسارت شود مجريان طرح بدون ترديد مكلف به پرداخت خسارت هستند. هر چند مجريان به نكاتي ايمني توجه دارند. بدون شك زماني كه مجريان مشاهده كنند كه ساختمان‌هاي محدوده اجراي طرح با خطر جدي مواجه هستند دايره اجراي طرح محدودتر و از ميزان ارتعاشات خواهند كاست.

 

به اعتقاد وي اجراي چنين طرح‌هايي اجتناب‌ناپذير است چرا كه محدود گسل‌هاي شهر تهران مشخص نيست و در نقشه‌ها و اطلاعات موجود وضعيت گسل‌ها به صورت تقريبي شناخته شده است.


بر اساس اظهارات وي نقشه فعلي گسل‌ها از نظر شناسايي و ساز و كار ژرفاي توليد لرزه خوب است، اما براي مديريت بحران مناسب نيست. براي داشتن برنامه و دستورالعمل مشخص نياز به نقشه‌هاي به روز داريم تنها در اين صورت مي‌توان تشخيص داد چه ساختمان‌هايي روي گسل قرار دارند تا براي بهسازي و مقام‌سازي آنها اقدام كرد. با اين مديريت ريسك، ديگر نقاطي كه بر روي گسل قرار دارند به نقطه خطرناك تبديل نمي‌شوند‌.


مدير مركز مديريت بحران شهر تهران در پاسخ به اين سوال كه بعد از پايان اين طرح آزمايشي در خصوص مكان‌هاي خطر چه خواهيد كرد، مي‌گويد: مديريت ريسك براي هركدام از اين گسل‌ها متفاوت است. بر اساس اطلاعاتي كه از اين طرح بدست خواهد آمد نسبت به نحوه بهسازي، مقاوم‌سازي يا نوسازي ساختمان‌ها برنامه‌ريزي‌هاي لازم انجام خواهد گرفت و در صورت لزوم كاربري برخي نقاط از طريق پايين آوردن سرانه جمعيت در آن قسمت و يا تبديل آنها به فضاي سبز، تغيير مي‌كند.


گفتني است، اجراي اين طرح قرار بود اواخر تيرماه امسال و هنگام تعطيلي مدارس به صورت آزمايشي از جبهه جنوبي شهر تهران آغاز و پيش از بازگشايي مدارس (طي 3 ماه) به پايان برسد اما اجراي اين طرح تا به امروز هنوز عملياتي نشده است.

منبع: خبرگزاري فارس

براي دسترسي به منابع ديگر مي‌توانيد به آدرس‌هاي زير مراجعه كنيد

                                                         http://mehdizare.blogspot.com/2006/11/blog-post_13.html

                                                         http://www.iranews.org/Viewnews.asp?@=44754 

                                                         http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=166450&t=soc

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 3:54  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

کویر و اعمال فرسایشی باد

تعاريف متعددی توسط دانشمندان برای كوير ارايه شده که عمدتاً می­توان بر دشواری رويش گياهی به عنوان ويژگی مشترک تمامی كويرها يا بيابان­های واقعی زمين تأکيد کرد؛ به سخنی ديگر، كوير پهنه­ای است که در آن «حيات گياهی» با بدترين شرايط برای بقای خويش مواجه است و کمترين توان توليد را در مقايسه با ساير رويشگاه­ها دارد. 

 

دو واژه کوير و بيابان در اصطلاح عمومي، اغلب مترادف يکديگر بکار مي‌روند، اما از ديدگاه علمي متفاوت مي‌باشند.

کوير يا «پلايا»، در واقع سير قهقرائي بيابان است که در اثر تجمع سيلاب‌ها، تبخير فوق‌العاده زياد سطحي و بر جاي ماندن املاح قليايي نهايتا به صورت زمين‌هاي داراي پوشش سفيد نمکي، نمايان مي‌شود. بر حسب ميزان حمل مواد محلول و معلق، توسط سيلاب‌ها و هرزاب‌هاي حوضه‌هاي آبخيز ارتفاعات مشرف به نقاط پست بياباني (كه معمولا توام با املاح قليائي فراواني مي‌باشد) چاله‌هاي تدفيني بزرگ يا کوچک در آن شکل مي‌گيرد.

 

اين گونه سيلا‌ب‌ها در مسير حرکت خود‌، ممکن است از ساختارهاي مختلف زمين‌شناسي ( مانند ساختارهاي گچي‌، قليايي و آهکي) عبور نموده و نتيجتا در اثر شستشو و فرسايش مواد‌، املاح را با خود به چاله‌هاي تدفيني هدايت مي‌نمايند. بدنبال اين عمل‌، تبخير سطحي آب موجود‌، منجر به باقي گذاردن املاح (مخصوصا در سطح‌الارض) مي‌شود. بنابراين خاک اشباع از املاح شده و امکان زيست را از گياهان سلب مي‌کند به همين ترتيب کوير توسعه و گسترش يافته و هر روز بر دامنه آن افزوده مي‌گردد.

 

کويرها، فاقد حيات بيولوژيک بوده در صورتي که بيابان‌ها، داراي پوشش گياهي ضعيف مي‌باشد و اين پوشش گياهي بسته به شدت محدوديت‌هاي اکولوژيکي، ممکن است فقير تا بسيار فقير از پوشش گياهي باشد.

 

تخریب شیمیایی در كوير به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در كوير دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در كوير انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند.

 

تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در كوير موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب بوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود. گرچه باد از نظر فرسایش، از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است. ولی نقش مهمی را در فرسایش كوير به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند، بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوب‌گذاری را نیز انجام می‌دهد.

 

حمل مواد بوسیله باد

باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با خود حمل کند.

 

برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

 

سايش بادي

سايش يکي از آثار بسيار جالب توجه فرسايشي بادي مي‌باشد که در سنگ‌ها ظاهر مي‌شود و در آن سطوح سنگ‌ها در دوره طولاني تحت اثر باد سائيده مي‌شود. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد با موانعی که بر سر راه آنها وجود دارد موجب سايش آنها می‌شود . اين عمل كه در نزديک سطح زمين و توسط ذرات ماسه انجام می‌گيرد به سايش ماسه‌ای معروف است. قطعه‌ سنگ‌ها، ساختمان‌ها و موانع دست‌ساز انسان تحت تاثير اين نوع فرايند قرار می‌گيرند.

 

اگر سطح سنگ از کاني‌های با سختی يکسان تشکيل شده باشد سطح آن صاف و صيقلی می‌شود. ولی اگر دارای کاني‌های با سختی متفاوت باشد سطح آن خراشيده يا نقطه نقطه می‌شود. اگر سنگ به هر دليلی از چند جهت تحت تاثير سايش قرارگيرد دارای چند سطح صاف با گوشه‌های نوک تيز می‌شود که به آن بادساب می‌گويند.اگر موانع سنگی منفرد در مسير باد دارای جنس متفاوت با سختی متفاوت باشند باعث بوجود آمدن اشکالی ستونی، مانند قارچ‌ها یا سندان کفاشی می‌شود.

 

اشکال ناشی از عمل سايش

دشت ريگی يا رگ

در مناطق فاقد پوشش گياهی بادبُردگی باعث برداشت ذرات ريز و قابل حمل می‌شود و ذرات درشت‌تر بر جای می‌مانند، که به آن دشت ريگی می‌گويند.

 

حفره و فرورفتگی

در بعضی بيابان‌ها باد حفره‌ها و فرورفتگی‌هايی ايجاد می‌کند. ژئومورفولوژیست‌ها معتقدند اين پديده در اثر فرسايش بادی بوجود می‌آید. حفره‌ها اغلب کم عمق و در جهت باد غالب قراردارند.

 

ياردانگ

فرسايش بادی در بعضی مناطق صحرايی موجب تشکيل شيارها و فرو رفتگي‌های طويل و نسبتا عميقی در رسوبات نرم می‌شود که اين شيارها را بادکند و به ديوارهای ميان آنها ياردانگ می‌گويند. امتداد شيارها معمولاً در جهت بادهای اصلی منطقه است. ممكن است ارتفاع یاردانگ‌ها به ده‌ها متر و طول آنها به کيلومترها برسد. محققين معتقدند ايجاد ياردانگ‌ها نتيجه دخالت فرسايش آبی‌_ بادی است.

 

در لوت گستره بسياری از ياردانگ ديده می‌شود. به طوري که 4 درصد کل كوير لوت را شامل می‌‌شود. تحولات چاله لوت در دوران چهارم زمين‌شناسي واقع شده که در اين دوره عامل فرسايش بادي _ آبي باعث تغيير حوزه و اشکال مورفولوژي موجود در آن به خصوص ياردانگ‌ها گشته است (اشتوکلين، يوان و همکاران،1352)، و عوامل اقليمي نيز در پيداش عارضه‌ها موثر بوده است(Krinsley 1970 و معتمد,1367).

 

تخت دیو

گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

 

فرسایش لانه‌ زنبوری

برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه‌خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

 

اشکال تراکمی باد

باد ذراتی را که با خود حمل می‌کند، سرانجام  به علت از دست دادن قدرت حمل خود يا  برخورد با موانع موجود در سر راه خود، برجای می‌گذارد. نتیجه اين عمل بوجود آمدن اشکال متفاوتی است. تپه‌های ماسه‌ای از بارزترين اشکال تراکمی بادها هستند. در ذيل پاره‌ای از آنها ذکر شده است. به منطقه وسيعی که از تپه‌های ماسه‌ای گوناگون پوشيده شده باشد ارگ مي‌گويند.


تپه‌های شني (Dunea)

باد معمولا ماسه‌ها را به شکل تپه یا رشته تپه‌های ماسه‌ای در سطح زمین برجای می‌گذارد که به آنها اصطلاحا تپه‌های شنی یا دون‌ها اطلاق می‌شود. طرز تشکیل دون‌ها بدین صورت است که ماسه‌هایی که بوسیله باد در سطح زمین در حرکت هستند، پس از رسیدن به موانعی در سر راه خود از قبیل گیاهان، قطعات سنگ و یا عوارض طبیعی دیگر، سرعت باد کاهش يافته و در نتیجه ذرات ماسه از حرکت متوقف می‌شود. این ذرات در اطراف موانع انباشته شده و بتدریج به مقدار آنها افزوده می‌شود.

 

شرط اساسی برای تشکیل تپه‌های ماسه‌ای وجود باد و مقدار کافی ماسه‌های قابل انتقال توسط باد است. در دو طرف تپه‌های ماسه‌اي دو شیب متفاوت دیده می‌شود. دامنه‌ای که به طرف باد است دارای شیب ملایم تر در حدود 5 تا 15 درجه می‌باشد و دامنه عکس جهت باد دارای شیب تندتر در حدود 20 تا 25 درجه می‌باشد.

 

تپه‌های ماسه‌اي پس از تشکيل در جهت حرکت باد جابجا می‌شوند. به اين ترتيب که باد ذرات ماسه را از سمت مقابل خود به طرف بالا و جلو می‌راند و پس از رسيدن به قله (نقطه قرار) در سمت ديگر به پايين می‌افتد. تکرار اين عمل به تدريج موجب جابجايی تپه می‌شود. اين جابجايی گاهی به 10 تا20 متر در سال می‌رسد. در سطح تپه‌های ماسه‌اي برجستگی‌هايي ديده می‌شود که به آن اثر موجی می‌گویند.

 

ارتفاع تپه‌های شنی متغیر می‌باشد و به ندرت از ٢٠ متر تجاوز می‌کند ولی گاهی از اوقات ارتفاع آنها زیاد شده و به ١٠٠ متر نیز می‌رسد. برای مثال ارتفاع تپه‌های شنی شرق کویر لوت گاهی اوقات به بیش از ١٠٠متر نیز می‌رسد. جنس تپه‌های شنی اغلب از کوارتز است ولی گاهی گچ، آهک، رس، خاکسترهای آتشفشانی و مواد دیگر، در آنها دیده می‌شود. وجود این مواد در تپه‌های شنی حاکی از فراوانی آنها در محل است.

 

انواع تپه‌های شنی

شکل تپه‌های شنی متفاوت است و از این جهت آنها را برحسب شکل و چگونگی تشکیل‌شان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند که مهم‌ترین آنها عبارتند از :

برخان: این دسته از تپه‌های شنی هلالی شکل بوده و به صورت متقارن يا غيرمتقارن ديده می‌شود. دارای دو گوشه تیز می‌باشند که جهت باد را نشان می‌دهند. قسمت کوژ این تپه‌ها در جهت باد و کاو آن در جهت مقابل باد است. برخان در مناطقی که جهت باد همیشه ثابت است تشکیل می‌گردد. این نوع تپه‌ها متحرک بوده و هرچه کوچکتر باشند مقدار جابجایی آنها بیشتر می‌باشد.

 

اگر یک يا چند برخان در کنار یکديگر تشکيل شود، برخان‌های عرضی تشکيل می‌شود. در این نوع تپه‌ها جهت باد غالب منطقه عمود بر محور تپه‌ها است. اگر يکی از بازوها به علت تغيير باد غالب یا بادهای فرعی توسعه یابد و رشد نماید یک تپه طولی تشکيل می شود که محور تپه  موازی باد غالب منطقه است.

 

سيف به معني شمشير كه نام آن از زبان مردم محلي در صحراي سينا گرفته شده، تپه ماسه‌ای کشيده است. نوک آن تيزو انتهای آن مدور است. دامنه مخالف باد دارای شيب تندتری نسبت به دامنه رو به باد دارد. قسمت پيشانی آن مثلثی با يال‌های تيز و گاهی قوسی شکل است.

 

سيلك: سيلک‌ها از اتصال سيف‌ها و به صورت خطوط موج داری بوجود می‌آيد و تشکيل آن بستگی به باد غالب منطقه دارد. شکل کلی آنها دندانه‌دار و مارپيچی است.

 

تپه‌های شنی طولی: تپه‌های شنی طولی که به آنها دون ریسمانی نیز گفته می‌شود، تپه‌های باریکی هستند که به شکل رشته‌های طویل دیده می‌شوند و طول آنها نیز در امتداد جهت باد قرار گرفته است. طول این تپه‌ها گاهی به ٨٠تا ١٠٠کیلومتر و ارتفاع آنها به ٥٠ تا ١٠٠ متر نیز می‌رسد.


تپه‌های شنی عرضی: این نوع تپه‌ها معمولا در نواحی که مقدار ماسه فراوان و جهت باد نیز ثابت است به شکل رشته‌هایی از تپه های شنی که متصل به هم (معمولا از اتصال چند برخان که امتداد آنها عمود بر جهت باد است) تشکیل می‌شوند.


تپه‌های شنی درهم: به تپه‌هایی که به علت تغییر دائمی جهت باد دارای هیچ نوع فرم و شکل شخصی نمی‌باشند اطلاق می‌گردد.

 

قورد يا هرم‌های ماسه‌ای: قوردها نتيجه تجمع برخان‌ها و سيف‌ها هستند. برخان‌ها و سيف‌ها در جهات مختلف به تدريج  به يک نقطه متوجه می‌شوند و در نتيجه، عوامل و موانع گوناگون از پيشرفت آنها جلوگيری می‌نمايد، در اين حالت تپه‌های ماسه‌ای در اثر بادهای مسلط، تشکيل توده‌ عظيمی را می‌دهد که همان قورد است .ارتفاع اين تپه‌ها بلندتر از ساير تپه‌ها است .

 

تپه‌هاي ستاره‌اي: داراي سطوح لغزشي متعدد هستند که در نتيجه وزش بادهاي از چند جهت حاصل شده‌اند. اين تپه‌ها عموما داراي يک برجستگي بلند در وسط و سه يا تعداد بيشتري بازوي شعاعي در اطراف هستند.

 

ریپل مارک (Ripple Marke)

ریپل مارک‌ها اشکال موجی هستند که معمولا در سطوح صاف ماسه‌ها بوجود می‌آیند. ریپل مارک در اثر فعالیت امواج آب و یا باد بوجود می‌آید و اغلب در سطح تپه‌های شني صحراها و یا ماسه‌‌ای کنار دریا تشکیل می‌شوند. اندازه و دامنه و طول ریپل مارک‌ها بستگی به سرعت و شدت باد و یا امواج آب دارد.

 

علت ایجاد ریپل مارک‌ها اختلاف جهش دانه‌ها به هنگام عمل حمل و نقل می‌باشد، زیرا در جهت مقابل باد ذرات ماسه بیشتر تحت اثر قدرت باد قرار می‌گیرد و به حرکت در می‌آیند و در سطح مخالف که دارای شب بیشتری است سقوط می‌کنند. ریپل مارک‌های نامتقارن در مقطع مانند تپه‌های شنی، شکل نامتقارنی دارند. یعنی یک طرف آن دارای شیب کم (Luv) و طرف دیگر دارای شیب بیشتری (Lee) است.

 

لُس(Loess)

یکی دیگر از رسوباتی که بوسیله باد گذاشته می‌شود لس است. لس‌ها از ته نشست موادی که به صورت شناور در باد حمل می‌شوند بوجود می‌آیند. دو نوع لس در طبعيت وجود دارد يکي لس‌هاي واقعي است که از واکنش‌هاي يخچالي و حمل باد با رخساره قبل از يخچالي بدست مي‌آيد و ديگر لس‌هاي بياباني که منشاء آنها کاملا مشخص نيست. لس‌هاي يخچالي از قطعات کوارتزدار زمين‌هاي يخچالي حاصل و به وسيله جريان‌هاي رودخانه‌اي _يخچالي به طرف دشت‌هاي پائين حمل شده‌اند سپس به وسيله وزش بادهاي طوفاني به طرف بيرون از پهنه يخي حرکت کرده و رسوبات وسيعي را توليد مي‌کند.

 

لس‌ها فاقد لایه‌بندی و سيمان می‌باشند ولی وجود ذرات خیلی ریز و گوشه‌دار در آن موجب چسبندگی دانه‌ها به یکدیگر می‌شود. تا حدی که اگر رسوبات لسی به صورت قائم نیز بریده شوند هیچگونه ریزشی در آنها ایجاد نمی‌شود. رنگ لس‌ها به علت اکسیده شدن کانی‌های آهن‌دار موجود در این رسوبات زرد و یا قهوه‌ای می‌باشد.

 

لس‌ها از ذرات کانی به خصوص كوارتز، فلدسپات، ميكا، كلسيت، دولوميت و گاهی اوقات هم مواد رسی تشکیل شده است که اغلب این ذرات گوشه‌دار بوده و قطر آنها بین 03/0 تا 04/0 میلی‌متر است. در اثر تخریب لس، بخصوص سطح خارجی آن، مواد آهکی شسته شده (چون اکثرا لس با آهک دیده می‌شود) و باعث ایجاد اشکال کروی نامنظم (نودول) در لس‌ها می‌شوند که به این اشکال حاصله عروسک‌های لسی یا Loess nudule می‌گویند.

 

نبکا يا تل نباتی

در جاهايی که سطح آب‌های زيرزمينی بالا است و موجب رويش گياهان شده است، انباشت ماسه در پناه گياهان انجام می‌گيرد که به صورت نبکا يا تل نباتی ظاهر می‌شود. اين پديده در پناه گياهان نمک‌دوست و خشکی‌دوستی که توان به دام انداختن ماسه را داشته باشد شکل می‌گيرد و به نام همان گياه ناميده می‌شود. علاوه بر ماسه‌های روان مواد ريز مانند سیلت و ذرات نمک و گچ می‌توانند به صورت نبکا ظاهرشوند. بزرگ‌ترين نبکا در ايران در مغرب دشت لوت و متراکم‌ترين آنها در دشت جازموريان ديده می‌شود.

 

ورنی صحرا

ورنی پوسته‌ای از ترکيبات آهنی است که در اثر نيروی کاپيلاريته در روی سنگ‌ها ظاهر می‌شود. بواسطه ترکيبات آهن، رنگ آنها تيره است و در اثر عمل سايش باد، صيقلی شده و نهايتا در مقابل باد و ذرات شن و ماسه‌ی همراه آن مقاوم می‌شود. در اثر سايش باد در مناطق خشک قلوه ‌سنگ‌ها را صيقل داده و سطوحی در آنها ايجاد می‌کند که به اين قلوه سنگ‌ها ویندکانتر می‌گويند.
2 نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 13:4  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

             سه درياچه مار(maar) در ژئوپارک ولکانيفل آلمان

 

زماني که اولين دانشمندان علوم زمين، آتشفشان ايفل (Eifel) را در قرن 19 کشف کردند در واقع چشم‌اندازي بي‌همتا با گنجينه‌اي سرشار از زيبايي‌هاي زمين‌شناسي و طبيعي را يافتند. پهنه آتشفشاني ايفل يا ولکان‌ايفل در جنوب‌غربي آلمان واقع است و 400 ميليون سال سن دارد و ناحيه‌اي در حدود 130،000 هکتار را مي‌پوشاند.در يک فعاليت آتشفشاني شگفت‌آور حدود 67 کراتر بزرگ (که هم‌چنين مآر ناميده مي‌شوند) ايجاد شده است، زماني که ماگماي بالا آمده در کنتاکت با آب زيرزميني و سطح زمين انفجار يافته است، 8 عدد از اين مآرها در نزديکي دان (Dune) با آب پر شده‌اندکه امروزه مردم آنها را چشمه‌هاي ايفل مي‌نامند

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:2  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

زمین‌شناسی رسوبی در اكتشاف ذخاير نفتي

زمین‌شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می‌باشد. اطلاعات زمین‌شناسی برای برای پیش‌بینی مکان‌های احتمالی ايالت‌هاي نفتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه‌های رسوبی مشاهده شده است. هیدروکربن‌ها در اعماق کم لبه‌های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه‌هایی که حرکت تکتونیکی تله‌های نفتی را ایجاد می‌کند، تجمع پیدا می‌کنند.

 

حوزه ها

حوزه‌های رسوبی در منشا تشکیل و نوع سنگ‌های موجود در حوزه متمایز می‌شوند. هر کدام بصورت واحد متفاوت و مستقل مطالعه می‌شود. ولی ویژگی‌های مشترکی میان همه حوزه‌ها وجود دارد. حوزه‌ها مکان تجمع مواد آواری و تبخیری را در ناحیه فشرده شده (ناحیه‌ای که دچار فرو افتادگی نسبت به محیط‌های اطراف است) یا ناحیه شیب‌دار دریایی می‌باشند. آنها دارای لایه‌های ضخیم در مرکز حوزه و لایه‌های نازک در کناره‌ها می‌باشند.‌لایه‌های موجود وقایع رسوب‌گذاری متوالی را نشان می‌دهند.

 

حوزه های رسوبی دینامیکی همزمان با افزایش مقدار رسوبات دچار فروافتادگی می‌شوند. نیروی ایجاد کننده این فرو‌افتادگی‌های محلی هنوز بطور کامل شناخته نشده‌اند، ولی به تنظیمات غیر تعادلی نیرو‌های ثقلی ربط داده شده‌اند. طبق تئوری تعادل ایزوتوپی خارجی‌ترین و سبک‌ترین بخش زمین که پوسته خارجی آن می‌باشد، بر روی جبه شناور بوده و با آن در تعامل می‌باشد. بنابراین پوسته زمین از قسمتی وارد جبه شده و در قسمتی دیگر از آن خارج می‌گردد.

 

تا به حال تقطه تمرکز زلزله پایین‌تر از 1600 کیلومتر ثبت نشده است. در این عمق فشار و دما برای تغییر حالت جبه به مواد پلاستیک‌گونه که باعث ایجاد جریان‌های همرفتی آرام درون جبه‌ای می‌شود، مناسب می‌باشد. این جریانات همرفتی موجب ایجاد تعادل ثقلی در پوسته زمین خواهد شد. ناحیه گریت لیک ایالات متحده امریکا، کانادا و شبه جزیره اسکاندیناوی هنوز در اثر آب شدگی پلیستوسن در حال بالا آمدن می‌باشد.

 

درون توده قاره‌ای حاوی مواد پایداری است که به عنوان کراتن و یا صفحات تشکیل شده از سنگ‌های دگرگون قدیمی، شناخته می‌شوند. صفحات کانادا، برزیل، فنواسکانیا، و هند از این نمونه‌اند. رسوبات کراتن‌ها بصورت زمین‌های خشک سطحی، پرکننده فرو‌افتادگی‌ها و تجمع بر صفحات کنار قاره، نهشته می‌شوند.

 

کناره های واگرای قاره ای

رسوبات جمع شده در فلات‌های قاره موجود در کناره‌های قاره‌ها در اثر  شدت و جهت راندگی صفحات، چند نوع ساختمان زمین‌شناسی تشکیل می‌شود. کناره‌های قاره‌ای واگرا در حاشیه قاره‌های جدا شده از شکاف‌های میان اقیانوسی تشکیل می‌گردند. از نمونه‌های آن می‌توان شمال و جنوب امریکا و غرب سواحل اروپا و افریقا را نام برد.

موارد ذکر شده در ابتدا در شکاف‌های میان اقیانوسی بهم متصل بودند. فلات‌های قاره در حال گسترش می‌باشند. در آنجا عمق آب کم بوده و رسوبات کربناته از ریف‌ها تشکیل می‌گردند. رسوبات آواری شسته شده از زمین‌های اطراف نیز در آنجا نهشته می‌شوند. بنابراین بستر مناسبی برای تشکیل سنگ‌های منشا و مخزن و در روی آن سنگ پوشش را فراهم می کنند.

در بررسی نوع و حوزه‌های رسوب‌گذاری، می‌بایستی تمامی موارد همچون تمامی نواحی پوشیده شده از مواد آواری و شرایط محیط رسوب‌گذاری مورد نظر قرار گیرند. چپمن تعریفی از حوزه فیزیوگرافی ارائه داده است: «ناحیه‌ای که بر اثر فرسایش مواد لازمه را برای نهشته شدن رسوبات در حوزه‌های رسوبی و یا در گودی‌های کف دریا یا در سطح زمین تامین می‌کند». بنابراین منشا رسوبات  بوسیله نواحی فرسایشی، فیزیوگرافی و آب و هوای منطقه تعیین می‌شود.

 

کناره‌های قاره‌ای همگرا

کناره‌های قاره‌ای همگرا در حین برخورد صفحات تشکیل می‌گردند. زمانی‌که یک صفحه اقیانوسی با یک صفحه کم چگال‌تر قاره‌ای برخورد می‌کند، حوزه‌ای میان جزایر قوسی و قاره تشکیل می‌گردد. این حوزه‌ها با رسوبات آواری آمده از خشکی کربناته منشا گرفته از حیوانات دریایی پر می‌شوند. این رسوبات باعث ایجاد نواحی بزرگی از تجمع هیدروکربن مانند میدان جنوب شرقی آسیا می‌شوند.

حرکت قاره‌ای صفحات بسمت یکدیگر باعث تشکیل با فرورفتگی دراز و باریک به نام ژئوسینکلاین (Geosyncline) خواهد شد. این فرورفتگی بوسیله رسوبات پر شده و در هنگام کوهزایی (Orogeny) بالا آمده و باعث ایجاد چین به همراه کوه‌های آتشفشانی خواهد شد. کوه‌های آپالاچین در روسیه از همگرایی کناره‌های قاره‌ای پر شده از رسوبات بوجود آمده‌اند. کوه‌های تشکیل شده از هنگام کوهزایی، بعد از پایدار شدن متحمل فرسایش منطقه‌ای شده و رسوبات مناطق پایین دست دو طرف کوه را تامین خواهند کرد.

پترولیومی که در رسوبات جمع شده است، در دوره کوهزایی از بین می‌رود. دلیل این امر از بین رفتن وش سنگ‌های (Cap Rock) نگهدارنده نفت در تله‌های زمین‌شناسی و مهاجرت نفت به سطح زمین می‌باشد. گسل و چین‌خوردگی رسوبات نیز باعث ایجاد تله‌های ساختمانی در مناطق مختلفی در منطقه خواهد شد.

 

کناره های قاره ای پهلوران

زمانی که دو صفحه پوسته ای از کنار یکدیگر عبور می‌کنند، باعث ایجاد گسل‌های بلند پهلو‌ران با شاخه‌هایی با زاویه 30 درجه نسبت به گسل اصلی و بلوک‌های گسلی در لبه‌های گسل پهلوران می‌شوند. پر شدن این گسل‌ها شرایط مناسبی برای به تله افتادن هیدروکربن را مهیا می‌سازد. نمونه این مخازن در گسل سن آندریس در کالیفرنیا مشاهده می‌شود. گسل‌های پهلوران در کف اقیانوس مکان ایجاد تپه‌های دریایی می‌باشند که تعدادی از آنها بهمراه فعالیت‌های آتشفشانی از کف اقیانوس فاصله می‌گیرند.

منبع: petroleumtimes

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 21:2  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

کمپاس و کاربردهاي آن

مهارت در استفاده از ابزارهاي زمين‌شناسي براي زمين‌شناس امروز بسيار مهم و اساسي به نظر مي‌رسد و مي‌تواند او را در برداشت‌هاي صحرايي بسيار کمک نمايد. کمپاس يکي از وسايل اصلي زمين‌شناسان در برداشت‌هاي صحرايي مي‌باشد که مهارت در استفاده از آن مي‌تواند يک زمين‌شناس حرفه‌اي را در رسيدن به هدفش کمک نمايد.

 

کمپاس توسط بسياري از زمين‌شناسان براي نقشه برداري صحرايي از موضوعات زمين‌شناسي استفاده مي‌شود. زمين‌شناسان بيشترين استفاده را از کمپاس برانتون مي‌کنند اما باستان‌شناسان، مهندسين محيط‌زيست و نقشه‌برداران نيز از قابليت‌هاي اين وسيله استفاده مي‌نمايند. کمپاس برانتون در واقع يک قطب‌نماست که به دليل داشتن شيب‌سنج و قابليت حمل راحت به ساير قطب نماها برتري دارد و مي‌تواند به هر دو روش نشانه‌روي کمري و چشمي مورد استفاده قرار گيرد.

 

اندازه‌گيري دقيق ساختار‌هاي زمين‌شناسي مانند خط لولاي يک چين، اثر سطح محوري و صفحه‌ محوري و نقشه‌برداري زمين‌شناسي بدون استفاده از کمپاس برانتون غيرممکن و کاري نشدني است. در اين نوشتار ما کاربرد کمپاس برانتون را در اندازه‌گيري تغييرات خطي و صفحه‌اي ساختمان‌هاي زمين‌شناسي (‌ساختماني، رسوبي و چينه‌شناسي) مرور مي‌کنيم و در مورد استفاده کمپاس در نقشه‌برداري و اندازه‌گيري مقاطع چينه‌شناسي‌، اندازه‌گيري زوايا، ارتفاع و ... بحث مي‌نمائيم.

 

کمپاس برانتون (قطب‌نماي جيبي)

نخستين بار يک زمين‌شناس کانادايي به نام D.W. Brunton کمپاس برانتون را طراحي کرد که سپس توسط کمپاني William Ainsworth در دنور امريکا ساخته شد. با وجود طراحي بادوام آن، آينه ظريف و بخش‌هاي شيشه‌اي آن در مقابل ضربه و رطوبت آسيب‌‌پذير بوده و پس از هر بار استفاده نياز به تعمير و آماده‌سازي براي استفاده مجدد داشتند. از سال 1972 برانتون هاي اصلي بوسيله کمپاني برانتون در ريورتون ايالت وايومينگ امريکا (Riverton, Wyoming) ساخته و به بازار عرضه شدند. نمونه هاي مشابه از آن به مرور زمان در سوئد، چين، ژاپن و آلمان ساخته شد و امروزه در بازار موجود است.

 

ساختمان کمپاس برانتون:

کمپاس برانتون از سه قسمت بدنه اصلي(box)، بازوي نشانه‌روي (sighting arm) و درپوش‌(lid)، تشکيل شده.

 

1- بخش بدنه اصلي

حاوي قطعات مهمي است که عبارتند از:

  عقربه (Needle)که داراي دو جهت است، يکي جهت شمال (‌در کمپاس برانتون‌هاي اصلي عموما به رنگ سفيد است و در برخي نمونه‌هاي مشابه با N مشخص شده است) و ديگري که به رنگ سياه است جهت جنوب را نشان مي‌دهد.

  تراز چشم‌گاوي (Bull's eye level) تراز کروي که براي خواندن زواياي افقي استفاده مي‌شود.

  •تراز شيب‌سنج (Clinometer level) يا همان تراز استوانه‌اي.

  صفحه مدرج شيب‌سنج (Clinometer Scale) براي خواندن زواياي قائم.

  •دستگاه تعديل (Damping mechanism) براي تخفيف در حرکت نوساني عقربه و پايداري بيشتر آن.

  •دکمه قفل}کننده عقربه(Lift pin).

  پيچ برنجي کناري و ميخ شاخص(Side brass screw and Index pin)  براي تنظيم و نشان دادن   انحراف مغناطيسي.

  •صفحه دايره مدرج (Graduated circle) براي خواندن امتداد.

 

نوک شمالي عقربه در نيمکره شمالي که زاويه انحراف مغناطيسي به سمت پايين است به سمت صفحه مدرج نزديک مي‌شود. يک وزنه کوچک الحاقي به سمت جنوبي عقربه اضافه شده است تا تعادل را در عقربه فراهم سازد. چنانچه کمپاس در نيمکره جنوبي يعني جايي که انحراف مغناطيسي به سمت بالاست استفاده شود بايد وزنه عقربه آن بر روي بخش شمالي عقربه بسته شود تا تعادل ايجاد گردد. براي عدم خطا در تشخيص عقربه سمت شمال بهتر است هميشه به وزنه دقت کنيم.

 

2- درپوش

بوسيله يک لولا به بدنه متصل مي‌گردد و شامل:

  •يک آينه (Mirror) با يک خط محوري.

  •پنجره نشانه روي بيضوي شکل(Sighting window)براي نشانه روي به روش‌هاي کمري و چشمي.

  •روزنه ديد  .(Sight)

 

3-  بازوي بلند نشانه‌روي

بوسيله يک لولا به بدنه متصل شده داراي:

 • شکاف بيضوي کشيده بر روي طول خود براي مشاهده ساختارهاي خطي.

  •نوک نشانه‌روي خم‌شونده(Sighting tip) براي تراز کردن خط ديد.

 

صفحه مدرج کمپاس برانتون بر مبناي دو مقياس قديمي طراحي شده است.

مقياس آزيموت که در آن براي نشان دادن جهات از سه رقم استفاده مي‌شود به عنوان مثال براي شمال 000 يا 360 درجه و براي جنوب 180 درجه. در اين مقياس تنها جهت شمال مبناي اندازه‌گيري‌ها است و يک راستا بر مبناي جهت‌گيري آن نسبت به شمال از 0 تا 360 درجه تعيين موقعيت مي‌شود.

 

مقياس ربع دايره (بيرينگ) که در آن از حروف و ارقام استفاده مي‌شود ( مثل( N60oE, S20oW  در چهار ربع 90 درجه (NE, SE, SW, NW) مدرج شده است. راستاي شمال و جنوب به ترتيب در بالا و پايين صفر درجه را نشان مي‌دهند. در اين مقياس شمال و جنوب مبناي اندازه‌گيري منظور مي‌شوند.

 

راستاي يک خط بر روي زمين بوسيله موقعيت آن خط مشخص مي‌شود، که زاويه افقي بين خط و مرجع (معمولا شمال در بيرينگ و 000 در مقياس آزيموت) مي‌باشد. البته مرجع در مقياس بيرينگ، هنگامي که راستاي يک ساختار به سمت جنوب خوانده مي‌شود، جنوب هم مي‌تواند باشد.
موقعيت E و W در صفحه مدرج معکوس است، يعني E در سمت چپ صفحه مدرج (معادل شماره 9ساعت ) و W در سمت راست صفحه ( معادل شماره 3 ساعت) بر روي صفحه مشخص شده‌اند.

 

اين حالت براي اصلاح در خواندن زاويه طراحي شده است. شايان ذکر است حتي وقتي‌ که صفحه مدرج چرخانده مي‌شود، نوک شمال (سفيد رنگ) عقربه کمپاس هميشه رو به شمال قرار مي‌گيرد. براي مثال براي خواندن زاويه 045 ، ما صفحه را تراز کرده و به سمت راست شمال (جهت عقربه‌هاي ساعت ) مي‌چرخيم، اما نوک شمال عقربه به سمت چپ شمال مي‌گردد ( خلاف عقربه‌هاي ساعت )، يعني جايي که شرق برروي صفحه مدرج حک شده است و ما زاويه صحيح را قرائت مي‌کنيم.

...

نقل ار وبلاگ زمين‌شناسي Earth

 

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 14:35  توسط ط‌ زهره‌وند  | 

انرژى زمين‌گرمايى، کاربردها و مزيت‌هاى آن

انرژى ژئوترمال به معناى «انرژى زمين‌گرمايى» يا انرژى با منشا درونى زمين است.  اين انرژى، به شكل گرماى محسوس، از بخش درونى زمين منشا مى‌گيرد و در سنگ‌ها و آب‌هاى موجود در شکاف‌ها و منافذ داخل سنگ در پوسته‌ زمين وجود دارد. درجه‌ حرارت سنگ‌ها به طور پيوسته با عمق زمين افزايش مى‌يابد، هر چند نرخ افزايش درجه حرارت ثابت نيست. با اين روند، درجه حرارت در قسمت بالايى جبه به مقادير بالايى مى‌رسد و سنگ‌ها در اين قسمت به نقطه‌ ذوب خود نزديک مى‌شوند.


منشا اين گرما در پوسته و جبه‌ زمين، به طور عمده تجزيه‌ مواد راديواکتيو است. كه در طول عمر زمين، به طور آرام توليد شده و در درون زمين محفوظ و محبوس مانده است. و منبع انرژى مهمى فراهم كرده كه امروزه به عنوان انرژى نامحدودى در مقياس انسانى مورد توجه قرار گيرد.

 

نظريه‌هاى موجود در خصوص تکامل زمين نيز مبنايى ديگر  براى توضيح وجود گرما در داخل زمين هستند. مطالعات نشان مى‌دهد که زمين در زمان پيدايش (حدود 5/4 ميليارد سال قبل) حالت مذاب داشته، تدريجا سرد شده و بخش خارجى آن به صورت جامد درآمده است. اما بخش‌هاى داخلى آن، به دليل کندى از دست دادن گرما، حالت مذاب خود را حفظ کرده و داراى درجه حرارت بالايى است و مى‌تواند منبع گرمايى درونى پوسته باشد که از هسته به طرف خارج منتقل مى‌شود.

 

 

چگونگى انتقال گرماى زمين به سطح زمين

گرما از هسته زمين به طور پيوسته به طرف خارج حرکت مى‌کند. اين جريان از طريق انتقال و هدايت گرمايى، گرما را به لايه‌هاى سنگى مجاور (جبه) مى‌رساند. وقتى درجه حرارت و فشار به اندازه کافى بالا باشد، بعضى از سنگ‌هاى جبه ذوب مى‌شوند و ماگما به وجود مى‌آيد. سپس به دليل سبکى و تراکم کمتر نسبت به سنگ‌هاى مجاور، ماگما به طرف بالا منتقل مى‌شود و گرما را در جريان حرکت، به طرف پوسته زمين حمل مى‌کند.

 

گاهى اوقات، ماگماى داغ به سطح زمين مى‌رسد و گدازه را به وجود مى‌آورد. اما بيشتر اوقات، ماگما در زير سطح زمين باقى مى‌ماند و سنگ‌ها و آب‌هاى مجاور را گرم مى‌کند. اين آب‌ها بيشتر منشاء سطحى دارند و حاصل آب بارانى هستند که به اعماق زمين نفوذ کرده است. بعضى از اين آب‌هاى داغ از طريق گسل‌ها و شکست‌هاى زمين به طرف بالا حرکت مى‌کنند و به سطح زمين مى‌رسند که به عنوان چشمه‌هاى آب گرم و آبفشان شناخته مى‌شوند. اما بيشتر اين آب‌ها در اعماق زمين، در شکاف‌ها و سنگ‌هاى متخلخل محبوس مى‌مانند و منابع زمين گرمايي را به وجود مى‌آورند.

     
مکان‌هاى مناسب براى بهره‌بردارى از انرژى زمين‌گرمايى

مناطق داراى چشمه‌هاى آب گرم و آبفشان‌ها، اولين مناطقى هستند که در آن‌ها انرژى زمين‌گرمايى مورد بهره‌بردارى قرار گرفته و توسعه يافته است. در حال حاضر، تقريبا تمام نيروى الکتريسيته حاصل از انرژى زمين‌گرمايى از چنين مکان‌هايى به دست مى‌آيد. در بعضى از مناطق، تزريق ماگما به درون پوسته زمين، به اندازه کافى جديد و هنوز خيلى داغ است. در اين نواحى، درجه حرارت سنگ ممکن است به 300 درجه ى سانتى‌گراد برسد و مقادير عظيمى انرژى گرمايى فراهم کند. بنابراين، انرژى زمين‌گرمايى در مکان‌هايى که فرايندهاى زمين‌شناسى اجازه داده‌اند ماگما تا نزديکى سطح زمين بالا بيايد، يا به صورت گدازه جريان يابد، مى‌تواند تشکيل شود.

 

ماگما نيز در سه منطقه مى‌تواند به سطح زمين نزديک شود:

1-  محل برخورد صفحات قاره‌اى و اقيانوسى (فرورانش)؛ مثلا حلقه آتش دور اقيانوس آرام.

2-  مراکز گسترش؛ محلى که صفحات قاره‌اى از هم دور مى شوند، نظير ايسلند و دره کافتى آفريقا

3-  نقاط داغ زمين؛ نقاطى که ماگما را پيوسته از جبه به طرف سطح زمين مى‌فرستند و رديفى از آتشفشان را تشکيل مى‌دهند.


   

کاربرد انرژى زمين‌گرمايى

از زمان‌هاى دور، مردم از آب زمين‌گرمايى که آزادانه در سطح زمين به صورت چشمه‌هاى گرم جارى بودند، استفاده کرده‌اند. امروزه، با حفر چاه به درون مخازن زمين‌گرمايى، و مهار آب داغ و بخار، از آن براى توليد نيروى الکتريسيته در نيروگاه زمين‌گرمايى و  يا مصارف ديگر بهره‌بردارى مى‌کنند.

    
سه نوع نيروگاه زمين‌گرمايى براى توليد برق وجود دارد:

1-  نيروگاه خشک: اين نيروگاه روى مخازن ژئوترمالى که بخار خشک با آب خيلى کم توليد مى‌کنند، ساخته مى‌شوند. در اين روش، بخار از طريق لوله به طرف نيروگاه هدايت مى‌شود و نيروى لازم براى چرخاندن ژنراتور توربين را فراهم مى‌کند. اين گونه مخازن با بخار خشک کمياب است. بزرگترين ميدان بخار خشک در دنيا، آب گرم جيزرز در 90 مايلى شمال کاليفرنياست که توليد الکتريسيته در آن، از سال 1962 شروع شده است و امروزه به عنوان يکى از موفق‌ترين پروژه‌هاى توليد انرژى جايگزين محسوب مى‌شود.


2-  نيروگاه بخار حاصل از آب داغ: اين نوع نيروگاه روى مخازن داراى آب داغ احداث مى‌شود. در اين مخازن با حفر چاه، آب داغ به سطح مى‌آيد و به دليل آزاد شدن از فشار مخازن، بخشى از آن به بخار تبديل مى‌شود. اين بخار براى چرخاندن توربين به کار مى‌رود. چنين نيرگاه‌هايى عموميت بيشترى دارند، زيرا بيشتر مخازن زمين‌گرمايى حاوى آب داغ هستند. فناورى مزبور براى اولين بار در نيوزلند به کار گرفته شد.


3-  نيروگاه ترکيبى (بخار و آب داغ): در اين سيستم، آب گرم از ميان يک مبدل گرمايى مى‌گذرد و گرما را به يک مايع ديگر مى‌دهد که نسبت به آب در درجه حرارت پائين ترى مى‌جوشد. مايع دوم در نتيجه گرم شدن به بخار تبديل مى شود و پره هاى توربين را مى چرخاند. سپس متراکم مى شود و مايع حاصله دوباره مورد استفاده قرار مى‌گيرد. آب زمين‌گرمايى نيز دوباره به درون مخازن تزريق مى‌شود. اين روش براى استفاده از مخازنى که به اندازه کافى گرم نيستند که بخار با فشار توليد کنند، به کار مى‌رود.

  
مزاياى استفاده از انرژى گرمايى براى توليد الکتريسيته

1-  تميز بودن: در اين روش همانند نيروگاه بادى و خورشيدى، نيازى به سوخت نيست، بنابراين سوخت‌هاى فسيلى حفظ مى‌شوند و هيچگونه دودى هم وارد هوا نمى‌شود.

2-  بدون مشکل بودن براى منطقه: فضاى کمترى براى احداث نيروگاه نياز دارد و عوارضى چون ايجاد تونل، چاله‌هاى روباز، کپه‌هاى آشغال و يا نشت نفت و روغن را به دنبال ندارد.

3-  قابل اطمينان بودن: نيروگاه مى‌تواند در طول سال فعال باشد و به دليل قرار گرفتن روى منبع سوخت، مشکلات مربوط به قطع نيروى محرکه در نتيجه ى بدى هوا، بلاياى طبيعى و يا تنش هاى سياسى را ندارد.

4-  تجديد پذيرى و دائمى بودن

5-  صرفه جويى ارزى: هزينه‌اى براى ورود سوخت از کشور خارج نمى‌شود و نگرانى‌هاى ناشى از افزايش هزينه سوخت وجود نخواهد داشت.

6-  کمک به رشد کشورهاى در حال توسعه: نصب آن در مکان‌هاى دور افتاده مى‌تواند، استاندارد و کيفيت زندگى را با آوردن نيروى برق بالا ببرد.


با توجه به فوايدى که برشمرده شد، انرژى زمين‌گرمايى به رشد کشورهاى در حال توسعه بدون آلودگى کمک مى‌کند.


مصارف ديگر انرژى زمين‌گرمايى

آب زمين‌گرمايى در سرتاسر دنيا، حتى زمانى که به اندازه کافى براى توليد برق داغ نيست، مورد استفاده قرار مى‌گيرد. آب‌هاى زمين‌گرمايى که درجه حرارت آنها بين 50 تا 300 درجه فارنهايت است، مستقيما مورد استفاده قرار مى‌گيرند که موارد مصرف آنها به شرح زير است:

_  براى تسکين درد عضلات در چشمه‌هاى داغ و درمان با آب معدنى (آب درمانى).

_  گرم کردن داخل ساختمان‌هاى منفرد و حتى منطقه‌اى که مجاور چشمه‌هاى گرم است. در اين روش، سيستم‌هاى گرم کننده، آب زمين‌گرمايى را از طريق يک مبدل گرمايى پمپ مى‌کنند و گرما را به آب شهرى انتقال مى‌دهند و آب شهرى گرم شده، از طريق لوله‌کشى به ساختمان‌هاى شهر منتقل مى‌شود. در داخل ساختمان‌ها نيز، يک مبدل گرمايى ديگر گرما را به سيستم گرمايى ساختمان ها منتقل مى‌کند.

_  براى کمک به رشد گياهان، سبزيجات و محصولات ديگر در گلخانه (زراعت).

_  براى کوتاه کردن زمان مورد نياز رشد و پرورش ماهى، ميگو، نهنگ و تمساح (آبزى پرورى).

_  براى پاستوريزه کردن شير، خشک کردن پياز، الوارکشى و براى شستن پشم (استفاده صنعتى).

 

بزرگترين واحد اين سيستم گرمايى در دنيا، در «ريکياويک» در ايسلند قرار دارد. از زمانى که اين سيستم براى تامين گرماى شهر مذکور به کار مى‌رود، ريکياويک به يکى از تميزترين شهرهاى دنيا تبديل شده است؛ در صورتى که قبل از آن بسيار آلوده بود.


موارد مصرف ديگرى نيز از گرماى زمين‌گرمايى وجود دارد. براى مثال، در «کلامث فالز» در اورگن آمريکا، زير جاده‌ها و پياده‌روها آب ژئوترمال لوله کشى مى‌شود، تا از يخ زدن آن‌ها در شرايط هواى يخبندان جلوگيرى شود. در نيومکزيکو، رديفى از لوله‌ها که زير خاک دفن شده‌اند، آب زمين‌گرمايى را انتقال مى‌دهند تا گل‌ها و سبزيجات پرورش يابند. با اين شيوه، اطمينان حاصل مى‌شود که زمين يخ نمى‌‌زند. به علاوه، فصل رويش طولانى‌تر مى‌شود و روى هم رفته، محصولات کشاورزى سريع‌تر رشد مى‌کنند و بدون استفاده از گلخانه محافظت مى‌شوند.


کشورهايى که در حال حاضر از مخازن زمين‌گرمايى براى توليد الکتريسيته استفاده مى‌کنند، عبارتند از آمريکا، نيوزيلند، ايسلند، مکزيک، فيليپين، اندونزى و ژاپن. استفاده از اين انرژى در بسيارى از کشورها در حال گسترش است. راه حل استفاده بيشتر از انرژى زمين‌گرمايى، افزايش آگاهى عمومى و تقويت فناورى مرتبط با زمين‌گرمايى است.

منبع: سايت سازمان زمين‌شناسي كشور    

2 نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 18:7  توسط ط‌ زهره‌وند  |